
رضا طلایینیک کارشناس روابط بینالملل در گفتگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس در ارزیابی خود از سیاست خارجی دولت نهم و اولویتهای سیاست خارجی دولت دهم، گفت: برای ارزیابی این موضوع باید مولفههایی مانند اهداف و اولویتها، ظرفیت و مدیریت و انسجام و هماهنگی را مورد بررسی قرار داد.
وی با اشاره به موفقیت نسبی دولت نهم در عرصه سیاست خارجی گفت: صیانت از حقوق صلحآمیز هستهای، تقویت مناسبات با کشورهای در حال توسعه، همگرایی با جهان اسلام و حمایت از مقاومت منطقهای و پیشبرد دیپلماسی عمومی را از اولویتها و اهداف سیاست خارجی دولت نهم بود.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: هماهنگی و انسجام کارکردی در گسترش متعادل مناسبات با بلوک غرب همانند بلوک شرق، به کارگیری کارآمدتر دیپلماسی حرفهای و اولویت بیشتر به دیپلماسی اقتصادی میتوانست کارنامه بهتری را برای دولت نهم به ارمغان آورد، لذا بررسی واقعبینانه و به دور از تعصب نسبت به عملکرد سیاست خارجی دولت نهم از راهکارهای شفاف برای اتخاذ سیاست خارجی موفقتر و پربارتر در دولت دهم خواهد بود.
طلایی نیک با اشاره به عدم انسجام کافی بین دیپلماسی عمومی و دیپلماسی حرفهای در برخی از مقاطع در محیط بینالمللی یادآور شد: میزان بهرهوری دیپلماسی عمومی و دیپلماسی حرفهای اعم از رایزنیهای رسمی و غیررسمی به علت این ناهماهنگیها نتایج کمتری را به همراه داشت که دولت دهم تجربه ارزشمند سیاست خارجی دولت نهم را جهت اتخاذ راهبردها و ظرفیتها و مدیریت اهداف در کارنامه دارد.
وی در خصوص رابطه دولت دهم با آمریکا نیز با اشاره به موقعیت شکننده آمریکا در خاورمیانه و محیط بینالمللی گفت: انتخاب اوباما و تغییر ادبیات و رویکردهای دیپلماتیک آمریکا ناشی از شکست سیاستهای پیشین این کشور است و آمریکا برای بازیابی موقعیت شکننده خود در منطقه به نقش محوری ایران، عربستان، ترکیه و حتی مصر نیاز راهبردی دارد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه مصر و عربستان در مقایسه با گذشته از موقعیت مناسبی برای رهبری منطقه برخوردار نیستند، افزود: ترکیه نیز به رغم بهبود جایگاهش با برخی مشکلات داخلی و ابهامات خارجی مواجه است، لذا بدون حضور ایران، آمریکا در معادلات و تحولات منطقه با ناکامی و یا هزینههای سنگین مواجه خواهد شد.
طلایی نیک با اشاره به اینکه علیرغم برخی فضاسازیهای ناشی از حوادث اخیر ایران هنوز استراتژیستهای آمریکا به کنار آمدن با ایران در فرآیند مدیریت شده میاندیشند، اظهار داشت: وجود اختلافات تاکتیکی و اجرایی بین سطوح راهبردی و مدیریتی سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران در تاثیرپذیری از رخدادهای اخیر نمیتواند مانعی جهت به کارگیری مجدد فضای نرمش و تعامل در برابر ایران باشد چون بنیانها و استحکام داخلی و حوزه نفوذ منطقهای ایران در اکثر ارزیابیها و برآوردهای سیاسی، امنیتی و دفاعی آمریکا مطرح است.
وی گفت: ایران میتواند در شرایط جاری بر مبنای سه اصل عزت، حکمت و مصلحت متناسب با تغییر رویکرد آمریکا راهبردهای جدیدی را اتخاذ کند.
این کارشناس روابط بینالملل دولت دهم را در یکی از حساسترین دورههای روابط بین ایران و آمریکا در عبور از مرحله تقابل و ورود به دوره چالش کنترل شده دانست و اظهار داشت: آمریکا با ناکامی در دوره تسلط قبل از انقلاب به ایران و دوره تقابل با ایران و حتی دوره منفعل کردن ایران به عرصه جدید تعامل با چالشهای مهار شده رو خواهد آورد.
طلایی نیک انفعال و یا غافلگیری از تغییر شرایط و فضای تقابلی آمریکا علیه ایران را با منافع ملی ناسازگار خواند و افزود: ایران متناسب با عقبنشینی نسبی آمریکا از عراق و تعامل جدید با برخی کشورهای منطقه نیازمند ابتکارات دیپلماتیک در چالشهای مستقیم و غیرمستقیم بین ایران و آمریکا است.
وی رفتارهای اخیر اوباما در ترکیه و تلاش برای محور قرار دادن این کشور در کنار عربستان و مصر در جهان اسلام را علت اهمیت به کارگیری ابتکارات و طرحهای نوین از سوی دولت دهم در سیاست خارجی دانست و افزود: فرسوده بودن حوزه نفوذ عربستان و مصر و برخی محدودیتهای ترکیه و ادامه چالشهای نظامی و سیاسی منطقه از یکسو و وزن ژئوپلوتیکی و ژئواستراتژیکی ایران از سوی دیگر نقش ایران در منطقه و منفعل کردن آمریکا را در چالش با ایران حفظ کرده است.
عضو سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس احتمال کوتاه آمدن آمریکا در برابر ایران در صورت انسجام داخلی کشور را بیش از گذشته دانست و اظهار داشت: عوامل غیرمستقیم گوناگونی مانند عرصه جدید رقابت بین روسیه و غرب و تحولات بازار انرژی و ضعف اکثر دولتهای منطقه در مسائل داخلی و منطقهای علاوه بر محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آمریکا و ضعفهای درونی و برونی رژیم صهیونیستی فرصتهای نوین دیپلماسی دولت دهم در عرصه بینالمللی است.
طلایی نیک یکی از شگردهای پنهانی آمریکا در قبال ایران را شکاف بین این کشور و روسیه و اروپا جهت کاهش هزینههای آمریکا در منطقه برشمرد و اضافه کرد: آمریکا از تعامل بین ایران و اروپا و روسیه به شدت نگران است و لذا پیشبرد تحولات در چالش بین ایران و آمریکا با مجموعهای از عوامل مستقیم و غیرمستقیم بینالمللی در ارتباط است.
وی سادهانگاری در تقابل یا تعامل با آمریکا را مغایر با منافع ملی و سیاست خارجی کارآمد در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت خواند و افزود: دیپلماسی چند وجهی میتواند زمینههای کسب منافع ملی را فراهم آورد.
این استاد دانشگاه شرایط اروپا در حساسترین دوره تاریخی خود دانست و افزود: با شکسته شدن ساختار دو قطبی و عبور از دوره جنگ سرد یکی از فرصتهای تاریخی کم نظیر برای سرنوشت اروپا فراهم شده و به رغم رویکرد دوگانه در اروپا در دنبالهروی از آمریکا و یا استقلال اروپای واحد برخی آسیبپذیریها و مزیتها در درون و برون این قاره برای ایران وجود دارد.
طلایی نیک نیاز اساسی اروپا به انرژی روسیه، ایران و خاورمیانه را از یکسو و بحران اقتصادی اخیر توام با اختلافات درونی در اتخاذ سیاستهای بینالمللی از سوی دیگر را از چالشهای این قاره دانست و یادآور شد: استراتژی احتیاط و صیانت از منافع جاری اروپا به ارتقاء و استقلال این قاره در نقش آفرینی بینالمللی آسیب زده است و در صورت ادامه سیاست انفعالی و احتیاطی در بلوک بندی جدید بینالمللی جایگاه اروپا تنزل خواهد یافت.
وی با اشاره به انتخابات داخلی در اروپا تغییر سیاستهای ناشی از انتخابات را زمینه پیشتازی اروپا در عبور از رویکردهای انفعالی و ارتقا جایگاه بینالمللی این قاره دانست و یادآور شد: تعامل منطقی اروپا با ایران در کنار سایر عوامل میتواند اروپا را از دنبالهروی آمریکا و انفعال در برابر روسیه و تزلزل نقش آفرینی در محیط بینالمللی نجات دهد.
عضو سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه ایران زمینه و فضای تعامل با اروپا را به رغم سنگاندازیهای آمریکا و صهیونیستها حفظ کرده است، اظهار داشت: اروپا با مهار تندرویهای کشورهایی مانند بریتانیا و عدم پیروی از آمریکا میتواند از تعامل با ایران بخشی از مشکلات داخلی و بینالمللی خود را برطرف کند و از سوی دیگر ایران در خلاء رابطه با آمریکا و برای ایجاد تعادل در مناسبات بین شرق و غرب از تعامل با اروپا سود خواهد برد، لذا منافع ملی ایران و اروپا در تعامل و گسترش مناسبات و استفاده حداکثری از ظرفیتهای گوناگون است.
طلایی نیک مانع اصلی تعامل بین ایران و اروپا را دخالتهای صهیونیستی و شگردهای آمریکا دانست و افزود: دولت دهم در رابطه با اروپا میتواند از راهبرد توسعه مناسبات با حفظ تاکتیکهای مبتنی بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت یعنی تضمین حقوق و منافع متقابل استفاده کند.
وی افزود: اروپا زمینه تعدیل در تندرویها و دخالتها نسبت به مسائل داخلی ایران به رغم فضاسازیهای اخیر با توجه به نیاز استراتژیکی که به ایران دارد و اتخاذ دیپلماسی حرفهای در ارتباط با اروپا بیش از دیپلماسی عمومی کارآمد خواهد بود.
این استاد دانشگاه اتخاذ دیپلماسی عمومی در ارتباط با برخی از کشورهای مسلمان و در حال توسعه را بیش از دیپلماسی حرفهای دارای کارآیی خواند و تصریح کرد: دولت دهم باید در میزان اتکا به دیپلماسی حرفهای یا دیپلماسی عمومی نسبت به هر حوزه خارجی متفاوت عمل کند.
طلایی نیک در خصوص برنامه هستهای نیز با اشاره به طی کردن این برنامه به صورت طبیعی در دولت دهم یاد آور شد: سوء استفاده آشکار برخی از قدرتهای بیگانه از موضوع هستهای ایران نباید روند طولانی و فرسایشی پیدا کند، هر چند با طولانی شدن موضوع هستهای در محیط بینالمللی به روند پیشرفتهای فنی و تکمیل چرخه صنعتی فناوری صلحآمیز هستهای و اراده ملت ایران آسیبی وارد نخواهد شد اما برخی هزینههای خارجی ناشی از سوءاستفاده نسبت به موضوع هستهای ایران مستلزم به کارگیری دیپلماسی نوین است.
وی نیازهای گوناگون سیاسی، اقتصادی و راهبردی غرب به ایران را از فرصتهای حل موضوع هستهای در محیط بینالمللی دانست و اظهار داشت: دیپلماسی حرفهای باید در سیاست خارجی کشورمان در استفاده از فرصتهای نیاز راهبردی غرب به ایران در تحولات گوناگون منطقه برای مختومه کردن موضوع هستهای به کارگرفته شود.
این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: تیم دیپلماسی دولت با برخورداری از حمایتهای موثر مردم و نظام میتواند از فرصتهای منطقهای و فرا منطقهای برای مهار موضوع هستهای بیش از گذشته استفاده کند چرا که کشورهای منطقه، اروپا و حتی روسیه به رغم برخورد دوگانه با تشدید سوء استفاده آمریکا و صهیونیستها از بهانه موضوع هستهای ایران نگران هستند و برآیند تحولات سیاسی در موضوع هستهای ایران نشانگر رویکرد احتیاط آمیز این کشورها میباشد.
طلایینیک با بیان اینکه ایران برای مهار موضوع هستهای از فرصتهای بزرگ تحولات منطقه و نیاز راهبردی غرب به ایران از یک سو و دغدغههای روسیه، اروپا و کشورهای منطقه از سوء استفادههای آمریکا و صهیونیستها از سوی دیگر برای پیشبرد دیپلماسی هستهای یاد کرد و افزود: دولت دهم علاوه بر امتیازات پیشرفتهای فنی و حمایتهای مردم و نظام از فرصتهای ناشی از تحولات منطقهای و فرامنطقهای برای پیشبرد دیپلماسی هـستهای با تکیه بر دیپلماسی حرفهای میتواند بهره ببرد.
وی در پایان خاطر شان کرد: ارتقاء تجارب و توان حرفهای تیم دیپلماسی دولت علاوه بر پشتوانه داخلی و فرصتهای خارجی میتواند از عوامل موفقیت دولت دهم در دیپلماسی هستهای باشد.